کاور شماره ویژه سالانه مجله اکونومیست با عنوان «The World Ahead ۲۰۲۶» تصویری فشرده و چندلایه از وضعیت جهان در میانه دهه ۲۰۲۰ ارائه میدهد؛ تصویری که بیش از آنکه پیشبینیگر باشد، بازتابدهنده منطق حاکم بر تحولات جهانی است. در این تصویر، کره زمین نه بهعنوان نماد ثبات یا وحدت، بلکه بهمثابه سامانهای ناپایدار، متراکم و در آستانه انفجار نمایش داده میشود. تراکم نمادها، خطوط شکسته، انفجارهای موضعی و همنشینی بحرانها نشان میدهد که جهان ۲۰۲۶ با یک بحران واحد مواجه نیست، بلکه با مجموعهای از بحرانهای همزمان، درهمتنیده و تقویتکننده یکدیگر روبهروست.
مرکزیت کره زمین در تصویر بهگونهای طراحی شده که نگاه مخاطب را به وضعیت «آستانهای» جهان جلب کند؛ جهانی که نه در حال فروپاشی کامل است و نه به تعادل جدیدی دست یافته است. این وضعیت بینابینی، همان وضعیتی است که اکونومیست آن را ویژگی اصلی نظم جهانی جدید میداند: نظمی بدون هژمون باثبات، بدون قواعد روشن و با رقابتهای دائمی. تصویر بهروشنی نشان میدهد که آشوب، به یک وضعیت موقت محدود نیست، بلکه به بخشی از ساختار عادی سیاست جهانی بدل شده است.
در لایه ژئوپلیتیک، حضور نمادهای مرتبط با ایالات متحده و چین در نقاط کلیدی تصویر بیانگر آن است که آینده جهان همچنان حول محور رقابت این دو قدرت شکل میگیرد. اکونومیست جهان ۲۰۲۶ را نه چندقطبی کلاسیک، بلکه دوقطبیِ متخاصم با شبکهای از بازیگران وابسته ترسیم میکند. در این چارچوب، حتی بحرانهایی چون انرژی، اقلیم، تجارت و فناوری نیز مستقل از این رقابت قابل فهم نیستند و تصمیمات این دو قدرت میتواند اثرات زنجیرهای و پیشبینیناپذیر در سایر مناطق جهان ایجاد کند.
یکی از برجستهترین عناصر بصری کاور، نمادهای مرتبط با هوش مصنوعی و فناوریهای پیشرفته است. تراشهها، شبکههای دیجیتال و چهرههای ماشینی درهمتنیده با سیاست، اقتصاد و امنیت به تصویر کشیده شدهاند. این همنشینی نشان میدهد که فناوری دیگر صرفاً ابزار رشد یا رفاه نیست، بلکه به عامل بازتعریف قدرت تبدیل شده است. اکونومیست در این تصویر، هوش مصنوعی را همزمان بهعنوان فرصت و تهدید نمایش میدهد: فرصتی برای تحول پزشکی، افزایش بهرهوری و شتاب نوآوری، و در عین حال تهدیدی برای اشتغال، حریم خصوصی، کنترل اجتماعی و حتی ماهیت جنگ.
در سطح امنیتی، پراکندگی نمادهای جنگ، موشکها، پهپادها و انفجارها در نقاط مختلف کره زمین پیام روشنی دارد: جنگ در جهان ۲۰۲۶ پدیدهای استثنایی نیست، بلکه به واقعیتی مزمن و عادیشده تبدیل شده است. تصویر از جنگی تمامعیار میان قدرتهای بزرگ سخن نمیگوید، بلکه از درگیریهای محدود، نیابتی و مداوم حکایت دارد؛ جنگهایی که در مجموع ثبات جهانی را فرسایش میدهند.
در کنار این عناصر، نمادهای انرژی و اقلیم نشان میدهد که بحران محیطزیست و گذار انرژی همچنان حلنشده باقی مانده و بیش از آنکه مسئلهای فنی باشد، به موضوعی ژئوپلیتیک تبدیل شده است. رقابت بر سر منابع، مسیرهای انتقال انرژی و سیاستهای اقلیمی، از کانونهای اصلی تنش جهانی در سالهای پیشرو خواهد بود.
در سطح اجتماعی نیز تصویر از جوامعی حکایت دارد که فعالتر، متصلتر و مطالبهگرتر شدهاند، اما همزمان با شکافهای هویتی، فرسایش اعتماد عمومی و بحران نمایندگی سیاسی مواجهاند. انسان در این تصویر کنشگری است گرفتار در شبکهای از نیروهای ساختاری که کنترل کامل بر آنها ندارد.
در کنار تحلیل و این خوانش جهانی، بررسی موضع ایران در برابر این تحولات اهمیت ویژهای دارد. ایران در جهان ۲۰۲۶ نه در موقعیت تماشاگر، بلکه در جایگاه یکی از بازیگران تأثیرپذیر و در عین حال اثرگذار منطقهای قرار دارد. تشدید رقابت آمریکا و چین، تضعیف نظم لیبرال غربمحور و حرکت جهان به سمت چندقطبی ناپایدار، از یکسو فشارهای سنتی بر ایران را پیچیدهتر میکند، اما از سوی دیگر فضاهایی برای مانور راهبردی ایجاد مینماید. ایران در این نظم آشوبمحور، بیش از آنکه به ادغام کامل در اقتصاد جهانی متکی باشد، بر تابآوری، پیوندهای منطقهای، همکاری با بلوکهای غیرغربی و استفاده ژئوپلیتیک از انرژی، موقعیت ترانزیتی و عمق راهبردی خود تکیه خواهد کرد.
در حوزه فناوری، بهویژه هوش مصنوعی و اقتصاد دیجیتال، ایران با یک دوگانه جدی مواجه است: یا باید به مصرفکننده منفعل فناوریهای خارجی بدل شود، یا با سرمایهگذاری هدفمند در دانش بومی، نیروی انسانی و تنظیمگری هوشمند، از این فناوری بهعنوان ابزار کاهش شکاف قدرت استفاده کند.
همزمان، استمرار درگیریهای مزمن در منطقه غرب آسیا، جایگاه امنیتی ایران را تثبیت میکند، اما هزینههای اقتصادی و اجتماعی آن را نیز افزایش میدهد که بایستی هوشمندانه از این مسیر گذر کرد. از این منظر، آینده ایران بیش از هر چیز به توانایی آن در مدیریت همزمان فشار خارجی، اصلاحات درونی و بازتعریف نقش خود در نظم منطقهای وابسته است که البته با بازتعریف بهره مندی از نظام سرمایه انسانی می تواند جلوی هرگونه سیاست ورزی و سیاست گذاری اشتباه را بخصوص در حوزه اقتصاد بگیرد.
در نهایت، جمعبندی تحلیلی و پیشبینانه به زعم اینجانب نشان میدهد که جهان در آستانه مرحلهای قرار دارد که در آن «بحران» به بستر دائمی تصمیمگیری بدل شده است. رقابت قدرتهای بزرگ به سطح تعریف قواعد زندگی بشر گسترش مییابد و دولتها را به سمت کنترل، مقرراتگذاری و امنیتیسازی فناوری سوق میدهد. در چنین جهانی، نه پیروزی مطلق و نه شکست قطعی در کار است؛ بلکه بقا و پیشرفت، تابع توان سازگاری هوشمندانه با بیثباتی است. ایران نیز در این چارچوب، اگر بتواند از منطق صرفاً واکنشی فاصله بگیرد و راهبردی فعال، فناورمحور و منطقهگرا با تشکیل کنسرسیوم های جدید و اثر گذار همراه با تقویت اقتصاد و پول ملی، اتخاذ کند میتواند از دل همین آشوب جهانی، فرصتهای معناداری را برای تثبیت جایگاه خود استخراج کند.
بدون نظر! اولین نفر باشید