به گزارش راه مردم، در قرن بیستویکم، مدیترانه دیگر صرفاً یک پهنه جغرافیایی نیست؛ بلکه به حلقه اتصال بحرانهای چندلایه ژئوپلیتیکی بدل شده است. امروزه جنگ غزه، رقابتهای خاورمیانه، امنیت شمال آفریقا، بحرانهای مهاجرتی و چالشهای داخلی اروپا در این پهنه آبی به یکدیگر گره خوردهاند. در این میان، سئوتا (شهر تحت حاکمیت اسپانیا در شمال آفریقا) به نقطه کانونی تنش تبدیل شده است؛ جایی که موجهای گسترده مهاجران نه تنها یک مسئله انسانی، بلکه متغیری در معادلات پیچیده قدرت به شمار میآید.
مدیترانه؛ تقاطع بحرانها
اسپانیا در طول تهاجم وحشیانه رژیم صهیونیستی به غزه، مواضعی متمایز از سایر متحدان اروپایی خود اتخاذ کرد. انتقاد صریح از عملیات نظامی تلآویو، حمایت از شناسایی فلسطین و فشارهای دیپلماتیک مادرید، شکافهای سیاسی درون اروپا را آشکار ساخت. این رویکرد، در حالی که از سوی مدافعان حقوق بشر ستایش شد، با واکنش تند رژیم صهیونیستی روبرو گردید. در این فضای متشنج، سئوتا بیش از هر زمان دیگری در معرض تغییرات ژئوپلیتیکی قرار گرفته است.
مراکش؛ بازیگر چندوجهی
در این معادلات، کشور مراکش نقشآفرینی ویژهای دارد. رباط از یک سو شریک استراتژیک اروپا در کنترل جریان مهاجرت است و از سوی دیگر، پس از عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی، همکاریهای امنیتی و اقتصادی خود را با تلآویو گسترش داده است. پرونده «صحرای غربی» نیز همواره سایه سنگینی بر روابط مراکش با کشورهای اروپایی از جمله اسپانیا افکنده است. موقعیت جغرافیایی مراکش، کنترل مسیرهای مهاجرت به اروپا را به یکی از مهمترین اهرمهای فشار این کشور در دیپلماسی منطقهای تبدیل کرده است.
مهاجرت؛ ابزار جنگ نوین
مفهوم «مهاجرت ابزاری» (Instrumentalized Migration) در سالهای اخیر وارد ادبیات امنیتی جهان شده است؛ به این معنا که جریانهای انسانی بهطور مستقیم یا غیرمستقیم برای اعمال فشار سیاسی بر دولتها هدایت میشوند. اکنون این پرسش در میان تحلیلگران مطرح است که آیا موجهای اخیر مهاجرتی در مرز اسپانیا و مراکش، صرفاً نتیجه عوامل اقتصادی و قاچاق انسان است، یا باید آن را در بستر رقابتهای سیاسی کلانتر ارزیابی کرد؟ سناریوی تشدید فشار مهاجرتی بر دولت اسپانیا، میتواند پیامدهایی همچون افزایش تنشهای داخلی و تغییر موازنه در روابط اروپایی-آفریقایی را به همراه داشته باشد.
جنگ روایتها؛ نبرد پنهان
در بحرانهای ژئوپلیتیکی، «روایت» به اندازه «واقعیت میدانی» تعیینکننده است. یک روایت، بحران مهاجرت را محصول فقر و شبکههای قاچاق میداند، اما روایتی دیگر، آن را ابزاری غیرنظامی در دست قدرتها برای تحمیل اراده سیاسی تفسیر میکند. نبرد میان این دو روایت، خود بخشی از جنگ اطلاعاتی در عصر نوین است.
سخن پایانی
تحولات از غزه تا سئوتا نشان میدهد که بحرانهای معاصر دیگر در مرزهای ملی محصور نمیمانند؛ بلکه زنجیرهای از جنگ، مهاجرت، دیپلماسی و امنیت داخلی را در بر میگیرند. در جهان امروز، قدرت دیگر تنها در توان نظامی خلاصه نمیشود، بلکه با توانایی دولتها در مدیریت روایتها، کنترل مرزها و هدایت جریانهای انسانی سنجیده میشود. مدیترانه امروز، میدان رقابتی است که در آن «قدرتِ روایتگری» میتواند به اندازه «قدرتِ سخت»، تعیینکننده سرنوشت ملتها باشد.