پیشروی سریع حوثیها در یمن، تصرف مُخا و جزیره پریم و افزایش حملات به منافع عربستان، بابالمندب را به جبههای تازه در جنگ منطقهای تبدیل کرده است؛
تحولی که همزمان با فشار ایران بر تنگه هرمز میتواند دو گلوگاه حیاتی تجارت و انرژی جهان را تحت تأثیر قرار دهد و دامنه درگیریها را بسیار فراتر از یمن گسترش دهد.
به گزارش خبرگزاری راه مردم آنلاین به نقل از جماران، مجله «فارن افرز» در تحلیلی، روند پیشروی حوثیها در یمن، تصرف بندر راهبردی مُخا و جزیره پریم، افزایش تهدید علیه کشتیرانی و صادرات نفت عربستان در دریای سرخ، پیوند عمیقتر جنگ یمن با رویارویی ایران و آمریکا و تلاش تهران برای افزایش نفوذ بر دو گلوگاه راهبردی هرمز و بابالمندب را بررسی کرده است.
این نشریه هشدار داده که ادامه این روند میتواند یمن را از یک میدان رقابت منطقهای به صحنه رویارویی قدرتهای بزرگ تبدیل کند و احتمال شکلگیری جنگی طولانیتر و گستردهتر در خاورمیانه را افزایش دهد.
فارن افرز نوشت حوثیها با استفاده از فرصتی که در بحبوحه جنگ علیه ایران ایجاد شده، تلاش تازه و گستردهای را برای دستیابی به برتری نظامی در یمن و مناطق پیرامونی آن آغاز کردهاند. روز سهشنبه، این گروه همسو با ایران موجی از حملات پهپادی و موشکهای بالستیک را علیه عربستان سعودی انجام داد؛ حملاتی که به آتشسوزی در تأسیسات نفتی جنوب این کشور منجر شد و بیش از ۷۰ نفر را زخمی کرد.
پس از آن، روز پنجشنبه و در پی چند روز درگیری شدید در امتداد خطوط اصلی نبرد در داخل یمن، حوثیها نیروهای دولتی مورد حمایت عربستان سعودی را در امتداد ساحل دریای سرخ شکست دادند و بندر راهبردی «مُخا» را به تصرف خود درآوردند.
روز جمعه نیز دولت یمن اعلام کرد حوثیها جزیره «پریم» را در دهانه تنگه بابالمندب، آبراه باریکی که دریای سرخ را به اقیانوس هند متصل میکند، تصرف کردهاند. به نوشته فارن افرز، این تحول تغییر عمیقی در موازنه قدرت داخل یمن ایجاد کرده که میتواند پیامدهای گستردهای برای کل منطقه داشته باشد.
تا پیش از این هفته، مُخا محل استقرار بخش مهمی از ائتلاف ضدحوثی بود و بهعنوان سدی در برابر پیشروی این گروه عمل میکرد. حوثیها با این عملیات وضعیت موجود در امتداد ساحل را برهم زدند، آتشبسی را که از سال ۲۰۲۲ تا حد زیادی پابرجا مانده بود کنار زدند و شرایط را برای تحکیم بیشتر کنترل خود بر شمال یمن فراهم کردند.
این پیروزی در عین حال از نگاه این تحلیل، یک موفقیت برای ایران نیز محسوب میشود؛ زیرا کنترل حوثیها بر جزیره پریم و بندر مُخا که در فاصلهای کمتر از ۵۰ مایلی بابالمندب قرار دارد، میتواند این گروه را به بازیگری تعیینکننده در این تنگه تبدیل کند و امکان حمله آسانتر به کشتیهای عبوری را در اختیار آنها قرار دهد.
زمانبندی تشدید اقدامات حوثیها، که از ماه ژوئیه با حمله به منافع عربستان آغاز شد، اهمیت ویژهای دارد؛ بهخصوص از آن رو که در جریان جنگ ایران، دریای سرخ به یکی از مسیرهای جایگزین مهم برای انتقال نفت عربستان در پی محدودیتهای تنگه هرمز تبدیل شده است.
حتی با وجود اینکه رهبران حوثی اقدامات خود را در چارچوب مسائل داخلی یمن توضیح میدهند، به نظر میرسد همسویی آنها با تهران عمیقتر شده باشد. حوثیها با حمله به کشتیهای سعودی و خود عربستان، عملاً جبهه دومی را در جنگ ایران گشودهاند؛ اقدامی که به گسترش دامنه جنگ و افزایش فشار بر بازارهای جهانی انرژی و مالی منجر شده است.
مقامهای ایرانی اعلام کردهاند دستیابی به توافق با ایالات متحده مستلزم پایان دادن به محاصره یمن است؛ موضوعی که در عمل به معنای آن است که عربستان سعودی محدودیتهای عبور و مرور در مناطق تحت کنترل حوثیها، از جمله صنعا، را لغو کند و حمایت خود از دولت یمن را کنار بگذارد.
در نظم منطقهای در حال تغییر، ایران و شرکای آن در تلاش هستند با کنترل مهمترین گذرگاههای دریایی خاورمیانه، وضعیت موجود جدیدی را تثبیت کنند.
گزینههای موجود برای مقابله با چالش حوثیها از شرایط دشوار به سمت وضعیتهای دشوارتر حرکت میکند. هرچند خطوط نبرد احتمالاً همچنان تغییر خواهد کرد، چند واقعیت اساسی اکنون آشکار شده است.
دستیابی به یک راهحل نظامی قاطع برای مقابله با تهدید حوثیها واقعبینانه به نظر نمیرسد. نیروهای دولت یمن نیز با وجود مواضع علنی و اظهارات خود، همچنان با چنددستگی داخلی مواجه هستند.
در جریان عملیات این هفته، عربستان سعودی بهعنوان حامی این نیروها نتوانست پشتیبانی هوایی نزدیک و سایر کمکهای ضروری را فراهم کند؛ موضوعی که ضعف هماهنگی میان ائتلاف ضدحوثی و ریاض را نشان میدهد.
علاوه بر این، دستاوردهای حوثیها چشمانداز رسیدن به توافق از طریق مذاکره را نیز ضعیفتر کرده است. اکنون احتمال دارد این گروه در خواستههای خود مواضع حداکثریتری اتخاذ کند و برای گسترش کنترل خود در سراسر دریای سرخ جاهطلبی بیشتری نشان دهد.
هیچ راهحل سادهای وجود ندارد.
در شرایط فعلی، اولویت عربستان سعودی، آمریکا و متحدان یمنی آنها باید حفاظت از سایر خطوط اصلی نبرد در برابر پیشروی حوثیها و جلوگیری از تلاش این گروه برای تثبیت کنترل خود بر شمال یمن و بابالمندب باشد.
فراتر از این مسئله، ائتلاف ضدحوثی باید به شکافهایی که همچنان آن را از درون تضعیف میکنند رسیدگی کند و درباره یک چشمانداز سیاسی معتبر برای پایان دادن به مناقشه یمن به توافق برسد.
در غیر این صورت، خطر افزایش آشفتگی در جبهه دولت و گسترش تهدید حوثیها در سراسر منطقه وجود خواهد داشت.
از تنگه تا دریا
در حدود پنج ماه نخست پس از آغاز جنگ ایران در اواخر فوریه، حوثیها عمدتاً در حاشیه قرار داشتند. این وضعیت در اواسط ژوئیه تغییر کرد؛ زمانی که ایرانیها هیئتی از حوثیها را با هواپیما از تهران به صنعا منتقل کردند و به این ترتیب کنترل دولت یمن و ائتلاف به رهبری عربستان بر حریم هوایی این کشور را به چالش کشیدند.
عربستان سعودی و دولت یمن برای جلوگیری از فرود این هواپیما، تنها باند فرودگاه صنعا را بمباران کردند. هرچند هواپیما در نهایت در بندر حدیده که تحت کنترل حوثیها قرار دارد فرود آمد، اقدام عربستان به حوثیها فرصتی داد تا آتشبس سال ۲۰۲۲ را کنار بگذارند.
از همان زمان، این گروه روند تشدید اقدامات خود علیه منافع عربستان را آغاز کرد و عملیات تازهای را علیه نیروهای ائتلاف در یمن به راه انداخت.
کارزار حوثیها بهوضوح با هدف بهرهبرداری از آسیبپذیریهای جدید عربستان طراحی شده است.
در شرایطی که ایران تردد در تنگه هرمز را محدود کرده است، دریای سرخ به شریان حیاتی صنعت نفت عربستان سعودی تبدیل شده است. با این حال، از زمانی که حوثیها در ماه ژوئیه حملات خود را از سر گرفتند، صادرات نفت عربستان از مسیر بابالمندب ۹۵ درصد کاهش یافته است.
اکنون حوثیها با هدف قرار دادن زیرساختها و کشتیها در نزدیکی مجموعه بندری «ینبع» در دریای سرخ، انتقال صادرات نفت به سمت شمال و از مسیر مصر را نیز تهدید میکنند.
در همین حال، جنگ آمریکا با ایران انگیزه تازهای به اهداف حداکثری حوثیها در داخل یمن داده است.
این گروه از وضعیت «نه جنگ، نه صلح» که پس از آتشبس شکل گرفت ناراضی بود و ریاض را متهم میکرد که عمداً روند دستیابی به یک توافق سیاسی رسمی برای پایان دادن به جنگ داخلی ۱۲ ساله یمن را به تأخیر میاندازد.
اما در عمل، این توافق از سوی خود حوثیها نیز با مانع روبهرو شد.
در سال ۲۰۲۳، سازمان ملل متحد به مذاکرات درباره توافقی در قالب یک نقشه راه کمک کرد؛ توافقی که براساس آن حوثیها میتوانستند حقوق همه کارکنان بخش دولتی را پرداخت کنند و در ازای برقراری آتشبس دائمی و آغاز روند سیاسی، سهمی از منابع نفت و گاز کشور دریافت کنند.
این توافق میتوانست نتیجه مطلوبی برای حوثیها باشد؛ گروهی که هیچیک از منابع هیدروکربنی کشور را در اختیار ندارد و از اقتصاد بینالمللی کنار گذاشته شده است.
با این حال، حوثیها به جای پذیرش این پیشنهاد، برای نشان دادن حمایت خود از حماس در جنگ غزه، حمله به کشتیرانی در دریای سرخ را آغاز کردند؛ در حالی که فرض آنها این بود که هر زمان آماده باشند میتوانند دوباره به میز مذاکره بازگردند.
در مرحله پایانی جنگ غزه، اسرائیل و آمریکا خسارات نظامی و اقتصادی قابل توجهی به پایگاهها و مناطق تحت کنترل حوثیها در یمن وارد کردند.
در بهار ۲۰۲۵، دولت ترامپ در جریان عملیات «راف رایدر» بیش از یکهزار حمله هوایی انجام داد. چند ماه بعد نیز اسرائیل زیرساختهای حوثیها را هدف قرار داد و نخستوزیر بالفعل این گروه و رئیس ستاد نظامی آن را ترور کرد.
با این حال، به نظر میرسد این کارزارها نهتنها حوثیها را تضعیف نکرده، بلکه موجب جسورتر شدن آنها شده است.
حوثیها با حمله به کشتیرانی جهانی، جایگاه خود را در «محور مقاومت» ایران افزایش دادند. آنها همچنین با درگیر شدن با قدرتهای نظامی بزرگ، برداشت خود از جایگاهشان را بهعنوان یک بازیگر مهم منطقهای تقویت کردند؛ بازیگری که به باور خود میتواند جهان اسلام را از نفوذ آمریکا و اسرائیل رها کند.
از آن زمان، این گروه تلاشهای خود برای دستیابی به توانمندیهای نظامی جدید و قدرتمندتر را افزایش داده است.
در جریان جنگ غزه، روسیه اطلاعاتی را در اختیار حوثیها قرار داده بود تا به آنها برای هدف قرار دادن کشتیها کمک کند. مسکو همچنین ارائه تسلیحات پیشرفته به حوثیها را بررسی کرده بود، هرچند در نهایت ریاض روسیه را از انجام این کار منصرف کرد.
امروز، همانطور که در تحلیلی تازه در مجله فارن افرز با عنوان «چگونه محور مقاومت دوباره احیا شد» توضیح داده شده، حوثیها از زنجیرههای تأمین متنوع و شبکههای مالی پنهان استفاده میکنند و همزمان ظرفیت تولید داخلی خود را افزایش میدهند.
در نتیجه، آنها توانستهاند حتی بدون دریافت مستقیم تسلیحات از ایران، زرادخانه نظامی خود را تقویت کنند.
اکنون حوثیها بر این باورند که میتوانند عربستان سعودی را وادار کنند شرایطی بهتر از نقشه راه مورد حمایت سازمان ملل در سال ۲۰۲۳ به آنها پیشنهاد دهد؛ از جمله پرداخت غرامتهای جنگی.
با ادامه پیشروی نظامی این گروه، احتمالاً این مطالبات نیز افزایش خواهد یافت.
حوثیها در داخل یمن نیز برای پرداخت حقوق کارکنان بخش دولتی که مدتهاست وعده آن را دادهاند و رسیدگی به شرایط اقتصادی رو به وخامت مردم با فشار زیادی مواجه هستند.
بیش از نیمی از جمعیت یمن با ناامنی شدید غذایی روبهرو هستند و ۶ میلیون نفر در سطح «اضطراری» محرومیت قرار دارند؛ وضعیتی که در آستانه قحطی توصیف شده است.
خط قرمز ریاض
با توجه به وابستگی روزافزون عربستان سعودی به دریای سرخ، ممکن است حوثیها تصور کرده باشند که ریاض خیلی سریع در برابر مطالبات آنها عقبنشینی خواهد کرد. اما در عمل، اقدامات این گروه ظاهراً عزم عربستان برای مقابله با آنها را بیشتر کرده است.
هرچند محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، احتمالاً ترجیح میداد تنشها کاهش یابد، یا دستکم رویارویی تا زمان دستیابی به توافق میان آمریکا و ایران به تعویق بیفتد تا وابستگی عربستان به دریای سرخ کاهش پیدا کند، حوثیها عملاً فرصتی برای صبر کردن در اختیار سعودیها نگذاشتهاند.
در شرایطی که دولت مستقر در واشنگتن غیرقابل پیشبینی است، عربستان سعودی با متنوعسازی شرکای امنیتی خود برای احتمال رویارویی آماده شده است.
در ۳۰ ژوئیه، ریاض از تشکیل یک ائتلاف دفاع دریایی ۱۴ کشوری برای دریای سرخ خبر داد؛ ائتلافی که ترکیه، پاکستان، مصر، سودان و جیبوتی نیز در آن عضویت داشتند.
یک هفته بعد، ولیعهد عربستان در مراسمی در مکه و در حضور رهبران ترکیه و پاکستان، با این دو کشور توافق دفاع متقابل امضا کرد.
هنوز ارزش نظامی این توافقها مشخص نیست و حملات حوثیها به عربستان نخستین آزمون جدی برای توافق دوم محسوب میشود. با این حال، نتایج اولیه چندان چشمگیر نبوده است.
به گزارش رویترز، پاکستان اندکی پیش از تصرف چشمگیر مُخا به دست حوثیها، به ایران هشدار داده بود که متحدان حوثی خود را مهار کند. با این حال، نه ترکیه و نه پاکستان مستقیماً وارد نبرد در یمن نشدهاند و اسلامآباد نیز تأیید کرده است که در واکنش به جنگ یمن، توافق مکه فعال نشده است.
با وجود این، حمایت دیپلماتیک برای عربستان اهمیت دارد؛ بهخصوص با توجه به انتقادهایی که ریاض بهدلیل مداخله نظامی خود در یمن در سال ۲۰۱۵ با آنها مواجه شد.
سعودیها همچنان برای جلب حمایت آمریکا نیز تلاش میکنند. وبسایت «آکسیوس» گزارش داده که واشنگتن برای حمله عربستان سعودی به فرودگاه صنعا چراغ سبز نشان داده و ریاض نیز خواستار حمایت بیشتر آمریکا شده است.
در ۲۸ ژوئیه، عربستان با همکاری واشنگتن، شبهنظامیان عراقی مورد حمایت ایران را که با حوثیها همسو شده بودند هدف قرار داد؛ اقدامی که میتواند نشانهای از احتمال پیوستن واشنگتن به تلاش نظامی ریاض علیه حوثیها در صورت گسترش بیشتر درگیری باشد.
با این حال، مشارکت آمریکا قطعی نیست. دولت آمریکا در بحبوحه فشارها و الزامات ناشی از جنگ ایران، تمایل داشته آتشبس دوجانبهای را که از ماه مه ۲۰۲۵ با حوثیها برقرار است حفظ کند.
بسیاری از داراییها و تجهیزات نظامی آمریکا در خاورمیانه درگیر تنگه هرمز هستند و گسترش جنگ نیز در داخل ایالات متحده میتواند با مخالفت مواجه شود.
اگرچه تصرف مُخا و جزیره پریم به دست حوثیها فشار بیشتری بر واشنگتن برای واکنش وارد میکند، دولت ترامپ ممکن است بیش از هر چیز نگران گرفتار شدن در تعهدات و درگیریهای تازه نظامی در آستانه انتخابات میاندورهای باشد.
آکسیوس گزارش داده است که ترامپ پس از پیشرویهای روز پنجشنبه حوثیها، درخواست عربستان سعودی برای انجام حملات هوایی علیه این گروه را رد کرده است.
در همین حال، تلاشهای ریاض برای تقویت دولت یمن با نتایجی دوگانه مواجه شده است. در ماه ژانویه، عربستان سعودی متحد دیرینه خود در یمن، یعنی امارات متحده عربی، را کنار زد؛ آن هم پس از آنکه نیروهای جداییطلب همسو با امارات به رهبری «شورای انتقالی جنوب» یا STC تلاش کردند کنترل سراسر جنوب یمن را به دست بگیرند.
از آن زمان، امارات بهطور کامل از یمن خارج شده و این موضوع به ریاض اجازه داده است نیروهای نظامی دولت را زیر فرمان مستقیم خود یکپارچه کند. با این حال، تصرف سریع مُخا از سوی حوثیها پرسشهای جدی درباره قدرت و انسجام این نیروها ایجاد کرده است.
در میدان نبرد، فرماندهی یکپارچه نتوانست همکاری مؤثری میان گروههای مختلف وابسته به دولت برقرار کند. هنگامی که نیروهای دولتی از مُخا عقبنشینی کردند، حتی گزارشهایی منتشر شد مبنی بر اینکه آنها با نیروهای جنوبی درگیر شدهاند؛ نیروهایی که نمیخواستند به متحدان شمالی خود اجازه دهند همراه با سلاحهایشان وارد جنوب شوند.
بهطور مشخص، غیبت امارات و انحلال شورای انتقالی جنوب، یک پایگاه مهم جنوبی را از ائتلاف ضدحوثی دور کرده و همزمان این ائتلاف را از حمایت یک پشتیبان خارجی دارای توانمندی نظامی محروم کرده است.
اگر حوثیها بتوانند دستاوردهای خود را در مُخا و مناطق پیرامون آن تثبیت کنند، از دست رفتن این مناطق میتواند ضربه سنگینی به روحیه نیروهای وابسته به دولت وارد کند و شکافهای موجود در این جبهه را بیش از پیش تشدید کند.
گلوگاه دوگانه
مهمترین اهرم فشار ایران علیه آمریکا، توانایی این کشور برای بستن تنگه هرمز بوده است. در بخش عمده جنگ، عربستان سعودی روزانه بین ۳ تا ۵ میلیون بشکه نفت را از طریق بنادر خود در دریای سرخ صادر کرده است؛ مسیری که به یک پشتوانه حیاتی برای ریاض و بازارهای جهانی نفت تبدیل شده است.
اکنون ایران میتواند از طریق حوثیها این صادرات را نیز محدود کند.
هدف بلندمدت تهران، از نگاه این تحلیل، ایجاد وضعیتی بازدارنده است: کنترل بابالمندب توسط حوثیها در کنار کنترل تنگه هرمز از سوی ایران. در صورت تداوم چنین وضعیتی، این راهبرد میتواند ایران و شریک منطقهای آن را به دروازهبانان تریلیونها دلار تجارت سالانه تبدیل کند.
اگرچه تهران فرماندهی و کنترل مستقیم حوثیها را در اختیار ندارد، نفوذ زیادی بر این گروه اعمال میکند. تصمیم ایران برای اعزام آن پرواز به صنعا در ماه ژوئیه که آغازگر موج اخیر تشدید تحرکات حوثیها شد، نشان میدهد تهران از چه راههایی میتواند برای پیشبرد اهداف خود از مناقشه یمن بهره بگیرد.
در مقابل، تصمیم حوثیها برای استفاده از شبهنظامیان عراقی در حملات علیه عربستان، جنگ یمن را بیش از پیش با جنگ ایران درهم تنیده است.
گسترش روابط حوثیها با گروههای مسلح در سومالی، سودان و دیگر نقاط شاخ آفریقا نیز نشان میدهد تشدید کنونی فعالیتهای آنها تا چه اندازه میتواند بهسرعت به منطقهای گستردهتر سرایت کند.
در دهه پس از آغاز جنگ داخلی یمن در سال ۲۰۱۴، پیامدهای این جنگ به عربستان، امارات و در نهایت دریای سرخ گسترش یافت. اکنون با وقوع جنگ ایران، افزایش جاهطلبیها و شراکتهای منطقهای حوثیها و توانایی مشترک آنها با ایران برای تأثیرگذاری بر تجارت جهانی انرژی، شرایط برای شکلگیری یک درگیری بسیار خطرناکتر فراهم شده است.
این بار ممکن است برای حوثیها بسیار دشوارتر باشد که استقلال پیشین خود از تهران را حفظ کنند. جنگ یمن مدتهاست میدان رقابت قدرتهای منطقهای بوده است، اما مرحله جدید میتواند شاهد دخالت بیشتر اسرائیل، روسیه، ترکیه و آمریکا باشد.
در چنین شرایطی، یمن به جای آنکه صرفاً میدان رقابت بر سر نفوذ منطقهای باشد، میتواند به بستری برای رقابت قدرتهای بزرگ تبدیل شود؛ رقابتی که حول یکی از حساسترین گلوگاههای دریایی جهان شکل خواهد گرفت.
برخورد سرها یا پرتاب بمبها
اکنون که چرخهای خطرناک از تشدید تنش شکل گرفته، بخش مهمی از تحولات آینده به تصمیمات بعدی طرفهای درگیر بستگی خواهد داشت.
عربستان سعودی ممکن است از پیشرویهای اخیر حوثیها برای جلب حمایت بینالمللی از یک کارزار گسترده علیه این گروه استفاده کند؛ کارزاری که میتواند آمریکا و شرکای جدید ریاض در توافق مکه را نیز درگیر کند.
اما چنین واکنشی ممکن است دامنه درگیری را گسترش دهد، بدون اینکه ضعفهای بنیادی ائتلاف ضدحوثی در میدان نبرد را برطرف کند.
چنین تشدید نامحدودی احتمالاً به سود حوثیها تمام خواهد شد و به راهبرد ایران برای کنترل گلوگاههای دریایی خاورمیانه کمک میکند. ادامه طولانی جنگ یمن همچنین میتواند تلاشهای آمریکا برای دستیابی به توافق با ایران را پیچیدهتر کند.
در سوی دیگر، اگر عربستان پس از دستاوردهای میدانی حوثیها در برابر این گروه تسلیم شود، این مسئله میتواند ضربهای سنگین به ائتلاف ضدحوثی وارد کند و جاهطلبیهای منطقهای حوثیها را افزایش دهد.
با این حال، هنوز فرصت محدودی برای جلوگیری از تشدید کنترلنشده تنش و بازگشت به میز مذاکره وجود دارد.
برای تحقق این هدف، عربستان سعودی و دولت یمن همراه با دیگر شرکای منطقهای و بینالمللی باید بر سر برنامهای معتبر برای دستیابی به راهحل سیاسی در یمن به توافق برسند.
این برنامه باید هم شکافهای درون ائتلاف ضدحوثی را مورد توجه قرار دهد و هم مسائل سیاسیای را که همچنان این ائتلاف را از درون تضعیف میکنند حل کند؛ بدون آنکه به اهداف نظامی حداکثری متوسل شود.
رسیدن به چنین توافقی در شرایط فعلی مستلزم آن است که عربستان و نیروهای دولت یمن با حمایت شرکای منطقهای و بینالمللی، فشار نظامی مؤثری برای متوقف کردن پیشروی حوثیها ایجاد کنند تا این گروه به پذیرش توافق وادار شود.
حوثیها نیز در داخل با فشارهای اقتصادی قابل توجهی روبهرو هستند و اگر متقاعد شوند که نمیتوانند اراده خود را صرفاً از مسیر نظامی تحمیل کنند، از مذاکرات منتفع خواهند شد.
برای آنکه توافق سیاسی بتواند ثبات را به یمن بازگرداند، حوثیها نیز باید با شروطی موافقت کنند که نگرانیهای اساسی منطقهای و دغدغههای دولت یمن را دربرگیرد و چارچوبی پایدار برای حکمرانی تعیین کند.
رویکردی که ائتلاف به رهبری عربستان پیشتر در یمن اتخاذ کرد، در این زمینه قابل توجه است. در سال ۲۰۲۱، حوثیها از مذاکرات خارج شدند و یک عملیات زمینی بزرگ و تازه را آغاز کردند.
سعودیها و اماراتیها در پاسخ، عملیات هماهنگی را اجرا کردند که هدف آن بازگرداندن حوثیها به میز مذاکره بود، نه دستیابی به پیروزی کامل نظامی.
در نهایت، این کارزار به شکلگیری آتشبس در ماههای بعد کمک کرد.
هر عملیات جدیدی که امروز از سوی ائتلاف به رهبری عربستان انجام شود نیز باید بر وادار کردن حوثیها به ورود به مذاکرات متمرکز باشد. با این حال، موفقیت در این مسیر پیش از هر چیز نیازمند جلوگیری از از دست رفتن مناطق بیشتر در میدان نبرد و آغاز فوری تلاش برای کاهش و ترمیم شکافهای موجود در ائتلاف ضدحوثی است.
مدتهاست زمان آن رسیده که راهبرد شکستخورده حل مشکلات یمن از طریق تشدید نظامی کوتاهمدت و کارزارهای فشار کنار گذاشته شود.
احیای یک توافق سیاسی نه آسان خواهد بود و نه بهسرعت اتفاق خواهد افتاد. اما گزینه جایگزین بسیار بدتر است: لغزیدن به سوی جنگی ازسرگرفتهشده، طولانی و هرچه بیشتر منطقهای؛ جنگی که مانند جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، ممکن است آغاز کردن آن بسیار آسانتر از پایان دادن به آن باشد.
پایان پیام/