به گزارش جبهه نیوز، سیدحسین امامی در سرویس دین و اندیشه ایبنا نوشت: دانشجوی دکترای جامعهشناسی سیاسی؛ ایدهٔ اصلی معتقدان به جریان فکری به کارگیری استعاره در زبان خصوصا در جامعهشناسی این است که جامعهشناسان تنهابا «مفاهیم علمی خنثی» فکر نمیکنند؛ بلکه برای فهم جامعه از استعاره استفاده میکنند، مثلاً جامعه بهعنوان «بدن»، جامعه بهعنوان «ماشین»، جامعه بهعنوان «شبکه» و جامعه بهعنوان «جریان» یا «حرکت». در جامعهشناسی معاصر، استعارههایی مثل «شبکه»، «جریان» و «تحرک» خیلی مهم شدهاند. این استعارهها تنها آرایهٔ ادبی نیستند؛ بلکه روی نوع نظریهپردازی اثر میگذارند. مثلاً وقتی جامعه را «بدن» ببینیم، بیشتر به نظم، هماهنگی و کارکرد اندامها توجه میکنیم (مثل کارکردگرایی)، اما اگر جامعه را «میدان نبرد» ببینیم، توجهمان به قدرت و تعارض میرود (مثل نظریههای مارکسیستی یا انتقادی). کتاب «جامعهشناسی و استعاره: واکاوی نقش استعارهها در پیدایش نظریههای جامعهشناسی» اثر علی یعقوبی در سال ۱۴۰۴ توسط نشر لوگوس منتشر شده است. در متون علوم اجتماعی و جامعهشناسی به جای مفهوم «استعاره» واژگان دیگری از قبیل «نماد»، «بازنمایی» و … بیشتر کاربرد داشته است. در کشور ما نیز تاکنون مطالعات متعددی درخصوص اندیشۀ جامعهشناختی صاحبنظران علوم اجتماعی تألیف و ترجمه شده است، اما وجه استعارهای آن مغفول مانده و صرفاً در متون جامعهشناسی بهصورت پراکنده و در حاشیۀ بحثهای اصلی آن اشاره شده است. ایدۀ اصلی کتاب حاضر این است که استعارهها چگونه در دانش جامعهشناسی برساخت شده و چگونه در فرایند ایجاد نظریههای جامعهشناسی تأثیر دارند. اثر مزبور به طور نسبی به وجه استعاریِ مفاهیم بنیادین آثار جامعهشناسان کلاسیک و مدرن خواهد پرداخت. این کتاب اثری میانرشتهای است و علاوه بر رشتۀ جامعهشناسی، برای سایر رشتهها از قبیل فلسفه، مردمشناسی، روانشناسی، زیستشناسی اجتماعی، ادبیات و نقد ادبی، زبانشناسی، علوم سیاسی، مطالعات فرهنگی و… میتواند استفاده شود.ایدهٔ مرکزی کتاب این است که نظریههای جامعهشناسی صرفاً حاصل مشاهدهٔ «عینی» جامعه نیستند؛ بلکه جامعهشناسان از طریق استعارهها جهان اجتماعی را میفهمند و صورتبندی میکنند. مثلاً اگر جامعه به مثابه «ارگانیسم» تلقی شود به هماهنگی و کارکرد اجزا توجه میشود. زمانی که جامعه را همچون «ماشین» در نظر بگیریم نظم، کنترل و سازوکارها برجسته میشوند. جامعه را «میدان جنگ» بدانیم تعارض، سلطه و قدرت مهم میشود. اگر جامعه را «شبکه» مشاهده کنیم ارتباطات و جریانها محور تحلیل قرار میگیرند. کتاب نشان میدهد که پشت هر نظریهٔ جامعهشناسی، یک یا چند استعارهٔ بنیادی وجود دارد؛ یعنی استعاره فقط ابزار ادبی نیست، بلکه بخشی از سازوکار تولید دانش اجتماعی است. حسین امامی کتاب «جامعهشناسی و استعاره» علی یعقوبی را میتوان تلاشی برای پاسخ به یک پرسش بنیادی دانست: آیا نظریههای جامعهشناسی واقعاً صرفاً «علمی» و خنثیاند، یا اینکه بر استعارههایی پنهان بنا شدهاند که شیوهٔ دیدن جامعه را شکل میدهند؟ لبّ لباب کتاب این است که استعاره تنها ابزار ادبی نیست؛ بلکه یکی از زیرساختهای تولید معرفت اجتماعی است. نویسنده می
استعارهها چه کمکی به فهم جامعهشناسی میکنند؟
کتاب «جامعهشناسی و استعاره» دربارهٔ نقش استعارهها در شکلگیری نظریههای جامعهشناسی صحبت میکند و نشان میدهد استعاره تنها ابزار ادبی نیست، بلکه بخشی از سازوکار تولید دانش اجتماعی...
بدون نظر! اولین نفر باشید