به قلم اسدالله غلام پور
در هر رویارویی نظامی مجدد میان ایران و آمریکا، یکی از تعیینکنندهترین عوامل، زمانبندی تصمیم و اقدام است؛ اینکه کدام طرف بتواند زودتر از «پنجره زمانی طلایی» خود برای دستیابی به هدف عملیاتی استفاده کند و ابتکار عمل را از طرف مقابل بگیرد.
در چنین شرایطی، مسئله صرفاً «چه کسی حمله میکند» نیست؛ بلکه چه کسی در زمان مناسب، با شناخت دقیق از وضعیت میدان، توان و آسیبپذیریهای طرف مقابل، تصمیم مؤثرتر و سریعتری اتخاذ میکند.
بنابراین، در سطح راهبردی، برخورداری از اطلاعات بهروز، سرعت تصمیمگیری، حفظ غافلگیری، آمادگی نیروها و توان ایجاد و حفظ ابتکار عمل، میتواند در تعیین روند و نتایج اولیه درگیری نقش مهمی داشته باشد.

به بیان ساده، در یک نبرد پرشتاب، پنجره زمانی طلایی ممکن است بسیار کوتاه باشد؛ طرفی که بتواند آن را بهموقع تشخیص دهد و در چارچوب اهداف و توانمندیهای خود از آن بهره ببرد، فرصت بیشتری برای تحمیل ریتم عملیات و محدود کردن گزینههای طرف مقابل خواهد داشت.
در نبرد مجدد احتمالی میان ایران و آمریکا، یکی از تعیینکنندهترین عوامل، زمان و سرعت تصمیمگیری راهبردی خواهد بود؛ اینکه کدام طرف بتواند «پنجره طلایی اقدام» را زودتر تشخیص دهد و پیش از آنکه طرف مقابل ابتکار عمل را به دست گیرد، تصمیم مؤثر خود را عملیاتی کند.
در چنین نبردی، مسئله فقط این نیست که چه کسی نخست حمله میکند؛ مسئله اساسی آن است که چه کسی میتواند با شناخت دقیق میدان، حفظ غافلگیری، سرعت انتقال فرمان و اجرای عملیات، ریتم نبرد را به نفع خود تغییر دهد و فرصت واکنش مؤثر را از طرف مقابل بگیرد.
در جنگهای مدرن، گاهی سرنوشت یک عملیات نه در روزها و هفتهها، بلکه در دقایق و حتی ثانیههای طلایی رقم میخورد؛ همان لحظهای که یک طرف هنوز در حال تصمیمگیری است و طرف دیگر تصمیم خود را به اقدام تبدیل کرده است.
بنابراین، «Golden Time» در اینجا صرفاً یک زمان مناسب نیست؛ یک پنجره محدود برای کسب ابتکار عمل و برهمزدن محاسبات طرف مقابل است. طرفی که این پنجره را بهدرستی تشخیص دهد و با آمادگی، سرعت و دقت از آن بهره بگیرد، میتواند روند اولیه نبرد را تحت تأثیر قرار دهد. اسدالله غلام پور
تحلیل: دکتر اسدالله غلامپور
منبع: راه مردم آنلاین