بزرگزاده سخنگوی صنعت آب اعلام کرد که از بین مجموع ۶۰۹ دشت کشور، نزدیک به ۱۰۰ دشت بهعلت اضافه برداشتهای غیرقانونی در وضعیتی بحرانی قرار گرفتهاند.
به گزارش خبرگزاری راه مردم آنلاین به نقل از بازار، پدیده فرونشست در گستره وسیعی از دشتهای ایران از محدودههای بحرانی عبور کرده است؛ معضلی که بیش از هر مولفهای، حاصل تخلیه بیرویه آبخوانها و مدیریت ناپایدار ذخایر آبی به شمار میرود. پژوهشگران حوزه محیط زیست پیوسته هشدار میدهند متراکم شدن رسوبات ریزدانه و تحلیل رفتن توان آبگیری آبخوانها در نقاط فراوانی برگشتناپذیر شده و هر سال دیرکرد در نظارت بر برداشت، بخشی از مخازن زیرزمینی آب را برای همیشه نابود میسازد. علیرغم این هشدارها، هر ساله دشتهای درگیر شرایط بحرانی در کشور افزایش مییابد.
عیسی بزرگزاده، سخنگوی صنعت آب، پیرامون وضعیت آبخوانها اظهار کرد: «در مجموع ۶۰۹ دشت در کشور وجود دارد که حدود ۱۰۰ تای آنها از آنها به دلیل اضافه برداشتهای غیرمجاز در شرایط بحرانی قرار دارند و اولویت بالایی در مدیریت منابع آبی دارند.»
وی با یادآوری اینکه دشتهای بحرانی یادشده در پهنه استانهای اصفهان، فارس، کرمان، خراسان رضوی، همدان، کرمانشاه، یزد، قزوین و همراستا با تهران و کرج واقع شدهاند، افزود: «البته این به این معنا نیست که شرایط در سایر دشت های کشور مساعد است. باید اشاره کنم که بیش از دوسوم دشتهای ما یعنی حدود ۴۰۰ دشت وضعیت پایداری ندارند.»
بزرگزاده با اشاره به اوضاع نامساعد ریزشهای جوی در کشور گفت: در سال آبی اخیر ۱۲ استان از جمله قم، تهران، مرکزی، سیستان و بلوچستان، یزد، اصفهان، سمنان، چهارمحال و بختیاری، کرمان، خراسان رضوی، اراک و گیلان با افت ۱۱ تا ۳۷ درصدی بارندگیها روبرو بودهاند؛ مناطقی که نزدیک به ۳۵ میلیون نفر از جمعیت کشور را دربرمیگیرند. همچنین پیرامون ۵۸ شهر درگیر کمبارشی شدید یا تنش آبی شدهاند که برخی نقاط در لبه اصلی خشکی قرار گرفته و تهران در صدر جدول این تنشها ایستاده است. با این وصف، میانگین مصرف آب در ایران فراتر از ضوابط استاندارد است و نرخ استخراج از سفرههای تجدیدناپذیر با شدتی نگرانکننده بالا ارزیابی میشود.
پیامدهای علاجناپذیر یک بحران
کمتوجهی به دشتهای بحرانی در اوضاعی تداوم مییابد که این چالش آثار و عواقب بسیار سنگینی را رقم میزند.
پدرام رفیعی، دکترای تخصصی زمینشناسی در این زمینه تشریح کرد: «در صورت تداوم روند کنونی برداشت از آبهای زیرزمینی، انتظار میرود طی ۵ تا ۱۰ سال آینده، علاوه بر افزایش نرخ فرونشست، شاهد کاهش دائمی ظرفیت ذخیره آبخوانها، گسترش شکافهای زمین، آسیب به زیرساختهای حیاتی، تخریب شبکههای حملونقل و تأسیسات انتقال آب و انرژی و افزایش مخاطرات برای مناطق شهری و کشاورزی باشیم. از منظر زمینشناسی، مهمترین پیامد این روند، تراکم غیرقابلبازگشت رسوبات ریزدانه و از دست رفتن بخشی از ظرفیت آبخوانهاست؛ پدیدهای که حتی با ترمیم منابع آب نیز قابل جبران نخواهد بود.»
به گفته وی، چنانچه سه محور فوری برای کنترل فرونشست تعریف شود، اولویت نخست نظارت قاطع بر استخراج از سفرههای زیرزمینی با بستن چاههای غیرمجاز، ساماندهی بهرهبرداری چاههای مجاز و متوازنسازی میان تغذیه و برداشت از آبخوانهاست.
رفیعی اضافه کرد: «دوم، اصلاح الگوی مصرف آب، بهویژه در بخش کشاورزی از طریق افزایش بهرهوری، توسعه آبیاری نوین و جایگزینی محصولات کمآببر در مناطق بحرانی است. سوم، استقرار نظام پایش و مدیریت یکپارچه فرونشست با استفاده از دادههای سنجش از دور، شبکههای ژئودزی و مطالعات هیدروژئولوژیکی است تا تصمیمگیریها بر مبنای دادههای دقیق و بهروز انجام شود.»
گروهی میکوشند فرونشست را جریانی طبیعی قلمداد کنند و آن را به خشکسالی و تغییرات جوی پیوند دهند تا تعهدات را از شانه مدیران و مجریان بردارند. اما بیتردید تخلیه حوضهای خشک تا سرحد درهمشکستن زمین، تصمیمی انسانی است و دستاورد جبر اقلیم نیست. هماکنون نیز برای بازنگری در سیاستها و توقف اضافه برداشتها در کشور دیر شده، چه رسد به تعویق انداختن آن به روزها و سالهای آتی.
پایان خبر/