یکی از دستاوردهای مهم عملیات طوفان الاقصی، فروپاشی جایگاه رژیم صهیونیستی در افکار عمومی غرب و برملا شدن ماهیت حقیقی صهیونیسم برای جهانیان بود؛ روندی که در حال بازتعریف روابط واشنگتن و تلآویو است.
به گزارش خبرگزاری راه مردم آنلاین به نقل از تسنیم، در ادامه تحلیلها پیرامون پیامدهای استراتژیک حماسه بزرگ «عملیات طوفان الاقصی» و تغییرات بنیادین در مناسبات میان رژیم صهیونیستی با ایالات متحده و غرب، دکتر محمد الهندی، معاون دبیرکل جنبش جهاد اسلامی فلسطین، در مقالهای با عنوان «اسرائیل، از دارایی استراتژیک تا بار استراتژیک» که در وبسایت شبکه الجزیره منتشر شد، نوشت: ایالات متحده، میراثدار نقش استعماری انگلیس در تسلط بر منابع جهان، حفظ قدرت، امنیت و سلطه اسرائیل است؛ پروژهای که بازوی غرب برای غارت منابع منطقه و جلوگیری از استقلال کشورهای غرب آسیا محسوب میشود.
تغییر جایگاه رژیم صهیونیستی در اولویتهای ایالات متحده
رژیم صهیونیستی طی ۷۵ سال گذشته، از زمان تأسیس در سال ۱۹۴۸، جایگاه ویژهای در سیاست خارجی آمریکا یافته است. این رابطه با به رسمیت شناختن، تضمین موجودیت، دفاع همهجانبه و تأمین تسلیحاتی آغاز شد و به اعطای نقش استراتژیک به این رژیم انجامید. اسرائیل با بهرهگیری از لابی صهیونیستی در آمریکا، همواره توانسته است بر فشارهای دولتی در مقاطع حساسی همچون مذاکرات کمپدیوید فائق آید.
با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، اولویت آمریکا دستیابی به پیمان صلح اعراب برای تضمین ثبات در حوزه نفوذ خود بود. با این حال، رژیم صهیونیستی با عدم عقبنشینی از منافع غیرمشروع خود، عملاً منافع واشنگتن را تحتالشعاع قرار داده است. رابطه ایالات متحده و اسرائیل، از یک «دارایی استراتژیک» که خدمات ارزشمند ارائه میداد، به وابستگی کامل و متقابل بسته به بحرانها و جنگها بدل شده است؛ هرچند این رابطه همواره نفوذ صهیونیسم را به آفریقا و آمریکای لاتین گسترش داده است.
پروژه «ایرانهراسی» و حذف آرمان فلسطین
آمریکا برای تثبیت برتری رژیم صهیونیستی پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹، مقابله با ایران و محور مقاومت را اولویت اصلی قرار داد. واشنگتن با انعقاد توافقهای سازش و پیمان اسلو، تلاش کرد منطقه را برای تسلط کامل اسرائیل بر مسیرهای تجاری و انرژی بین آسیا و اروپا آماده کند.
در همین راستا، پروژه «ایرانهراسی» طراحی شد تا با اهریمنسازی از ایران و معرفی آن به عنوان دشمن اصلی اعراب، آرمان فلسطین به دست فراموشی سپرده شود. در حالی که کشورهای عربی به سمت عادیسازی روابط حرکت کردند، ایران در کنار فلسطینیها ایستاد. آمریکا و صهیونیستها از این فرصت برای مشروعیتبخشی به تجاوزات خود استفاده کردند تا تهدید واقعی رژیم اشغالگر را در سایه قرار دهند.
طوفان الاقصی؛ تلاقی تحول در افکار عمومی غرب
عملیات طوفان الاقصی در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، ضربهای مهلک به ارکان رابطه آمریکا و اسرائیل وارد کرد. تصویر کلیشهای غرب از اسرائیل به عنوان «تنها دموکراسی منطقه و مدافع حقوق بشر»، با انتشار تصاویر نسلکشی در غزه به طور کامل فروپاشید.
این تحول بیسابقه منجر به اعتراضات گسترده در دانشگاههای آمریکا و پایتختهای غربی شد. حتی چهرههای جنبش «ماگا» در آمریکا، از جمله تاکر کارلسون، دریافتند که سیاستها و جنگهای اسرائیل، منافع ملی ایالات متحده را به گروگان گرفته است. شکاف در میان هواداران ترامپ، که دولت وی را به خدمت به منافع اسرائیل متهم میکنند، بخشی از این پیامدهاست؛ موضوعی که در کاهش محبوبیت ترامپ به ۳۴ درصد نیز بازتاب یافته است. در همین حال، نهادهایی مانند دیوان کیفری بینالمللی نیز برای اولین بار با صدور حکم بازداشت نتانیاهو، تحت فشار افکار عمومی مجبور به واکنش شدند.
شکست افسانه شکستناپذیری و زوال پروژه منطقهای
طوفان الاقصی ثابت کرد رژیم صهیونیستی نهتنها قادر به دفاع از منافع غرب نیست، بلکه حتی نمیتواند امنیت خود را تأمین کند. در همان ساعات اولیه عملیات، افسانه اطلاعاتی و ارتش «شکستناپذیری» اسرائیل با تصویری از یک نظامی وحشتزده در برابر مبارز فلسطینی، فرو ریخت.
این شکست، ادعای «اخلاقیترین ارتش جهان» را باطل کرد و ناتوانی داخلی رژیم در پذیرش مسئولیت شکست ۷ اکتبر را به نمایش گذاشت. اسرائیل که قرار بود امنیت متحدان آمریکا را تأمین کند، اکنون در وضعیتی متزلزل قرار دارد. حمله جنگندههای این رژیم به دوحه، تجاوز به سوریه و تلاش برای تجزیه لبنان، نشان داد که رژیم صهیونیستی نه یک متحد، بلکه یک تهدید برای ثبات منطقه است.
در نهایت، شکست پروژه «ایرانهراسی» و بینتیجه ماندن جنگافروزیها علیه ایران، آمریکاییها را به این درک رسانده است که منافع ملی آنها در حال فاصله گرفتن از سیاستهای رژیم صهیونیستی است؛ تحولی که میتواند در آینده به تغییر سیاستهای واشنگتن منجر شود.
پایان گزارش/