کمتر از دو ماه مانده به انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا، پیامدهای جنگ ایران بیش از گذشته به زندگی روزمره مردم این کشور سرایت کرده است. افزایش قیمت بنزین، هزینههای سنگین عملیات نظامی و اختلال در بازار انرژی، این جنگ را به یکی از موضوعات مهم رقابت انتخاباتی تبدیل کرده است.
قیمت هر گالن بنزین معمولی در آمریکا که پیش از آغاز درگیریها حدود ۲.۹۸ دلار بود، در ماه سپتامبر به بیش از ۴.۴۴ دلار رسید. در برخی ایالتها مانند کالیفرنیا نیز قیمت هر گالن به ۶.۰۹ دلار افزایش یافت. این رشد قیمت که به اختلال در تنگه هرمز و کاهش عرضه جهانی نفت نسبت داده شده، به یکی از محورهای انتقادی دموکراتها علیه دولت دونالد ترامپ تبدیل شده است.
بر اساس ارزیابی فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) که در ماه سپتامبر به کنگره ارائه شد، هزینه عملیات نظامی علیه ایران تا سوم سپتامبر به ۴۳.۶ میلیارد دلار رسیده بود. از این رقم، ۲۸.۱ میلیارد دلار مربوط به جایگزینی مهمات مصرفشده، ۴.۳ میلیارد دلار مربوط به تجهیزات از دسترفته و ۱۱.۲ میلیارد دلار مربوط به هزینههای جاری عملیات بوده است. گزارشهای پنتاگون همچنین از ادامه هزینه ماهانه دو تا سه میلیارد دلاری جنگ حکایت داشت.
با این حال، اهمیت انتخاباتی این هزینهها بیش از آنکه به رقم کل بودجه نظامی مربوط باشد، به اثر مستقیم آن بر قیمت انرژی بازمیگشت. قیمت بنزین در آمریکا از زمان آغاز درگیریها بیش از ۲۵ درصد افزایش یافت و میانگین قیمت هر گالن بیش از یک دلار بیشتر شد. در مقطعی نیز قیمت هر گالن بنزین از ۴.۱۴ دلار به ۴.۲۷ دلار رسید؛ افزایشی که در شرایط معمول کاهش قیمت سوخت در فصل تابستان رخ داده بود.
نقش تنگه هرمز در زنجیره عرضه
ریشه افزایش قیمت انرژی را باید در اختلال ایجادشده در جریان جهانی نفت جستوجو کرد. تنگه هرمز که پیش از جنگ روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از آن عبور میکرد، از فوریه ۲۰۲۶ به یکی از نقاط اصلی فشار در درگیری تبدیل شد.
بر اساس گزارشهای بلومبرگ، حملات تلافیجویانه ایران حدود یکپنجم تجارت نفت جهان را تحت تأثیر قرار داده است. این اختلال در کنار کاهش ذخایر استراتژیک و محدودیتهای پالایشگاهی، قیمت نفت خام را به بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه رساند و به دنبال آن، قیمت بنزین و گازوئیل در آمریکا افزایش یافت.
تداوم بحران نیز آن را از نوسانات معمول بازار نفت متمایز کرد. برخلاف برخی شوکهای نفتی گذشته که در مدت چند هفته فروکش میکردند، ادامه درگیریها و نبود توافق پایدار باعث شد ریسک ناشی از بحران هرمز برای بازار انرژی ماندگار شود. این شرایط به دموکراتها امکان داد پیام انتخاباتی خود را بر پیامدهای بلندمدت اقتصادی جنگ متمرکز کنند.
از سیاست خارجی به اقتصاد؛ تغییر میدان نبرد
یکی از تغییرات مهم در راهبرد انتخاباتی دموکراتها در سال ۲۰۲۶، انتقال تمرکز از سیاست خارجی به مسائل اقتصادی بود. در شرایطی که جمهوریخواهان تلاش میکردند جنگ را به عنوان اقدامی امنیتی و مقابله با تهدید هستهای معرفی کنند، دموکراتها بیشتر بر افزایش هزینههای زندگی تمرکز کردند.
بر اساس نظرسنجیهای مطرحشده در گزارش، ۶۱ درصد آمریکاییها گفته بودند جنگ ایران هزینههای زندگی خانواده آنها را افزایش داده است؛ رقمی که نسبت به یک ماه قبل چهار درصد بیشتر شده بود.
این رویکرد در تبلیغات انتخاباتی نیز بازتاب پیدا کرد. در حالی که در چرخه انتخابات ۲۰۲۴، بخش عمده تبلیغات درباره قیمت بنزین و نفت از سوی جمهوریخواهان منتشر شده بود، در سال ۲۰۲۶ حدود دو سوم این تبلیغات به دموکراتها اختصاص داشت و در آنها افزایش قیمت سوخت مستقیماً به جنگ مرتبط میشد.
استدلال «هزینه فرصت» و اولویتهای بودجهای
دموکراتها علاوه بر تأکید بر هزینههای مستقیم جنگ، موضوع هزینه فرصت را نیز مطرح کردند. آنها این پرسش را پیش کشیدند که در صورت هزینه نشدن ۴۳.۶ میلیارد دلار برای جنگ، این منابع میتوانست برای کاهش قیمت انرژی، توسعه زیرساختها یا کاهش کسری بودجه استفاده شود.
سناتورهای دموکرات در نامهای به وزیر دفاع نیز ضمن انتقاد از نحوه ارائه اطلاعات بودجهای پنتاگون، خواستار شفافسازی کامل درباره هزینههای جنگ شدند.
این استدلال در افکار عمومی با این مضمون مطرح شد که هزینه جنگ مستقیماً در پمپبنزینها پرداخت میشود. اظهارات برخی رأیدهندگان آمریکایی نیز نشان میداد افزایش هزینه سوخت به یکی از موضوعات مورد توجه در ارزیابی عملکرد دولت تبدیل شده است.
اهرمهای قانونی و اصل «اختیارات جنگی»
دموکراتها در حوزه حقوقی نیز تلاش کردند اختیارات ترامپ برای ادامه جنگ را محدود کنند. آنها با استناد به قانون اختیارات جنگی سال ۱۹۷۳، طرحهایی را برای محدود کردن اختیارات رئیسجمهور در ادامه عملیات نظامی ارائه کردند.
چاک شومر، رهبر اقلیت سنا، اعلام کرده بود که دموکراتها ۱۰ طرح محدودکننده ارائه کردهاند و قصد دارند این روند را ادامه دهند.
با این حال، این طرحها به دلیل در اختیار داشتن اکثریت در هر دو مجلس از سوی جمهوریخواهان تاکنون به نتیجه نرسیدهاند. در گزارش، برخی ناظران هدف این اقدامات را ایجاد یک سابقه و موضع حقوقی برای استفاده در رقابتهای انتخاباتی و افزایش فشار افکار عمومی درباره ادامه جنگ عنوان کردهاند.
فروپاشی مزیت اقتصادی جمهوریخواهان
یکی از پیامدهای سیاسی مطرحشده در گزارش، تغییر جایگاه دو حزب در موضوع مدیریت اقتصاد است. بر اساس نظرسنجی رویترز-ایپسوس، برای نخستین بار از سال ۲۰۱۷، آمریکاییها دموکراتها را در زمینه مدیریت اقتصاد نسبت به جمهوریخواهان شایستهتر ارزیابی کردهاند.
در این نظرسنجی، ۴۲ درصد از رأیدهندگان ثبتنامشده از دموکراتها و ۳۷ درصد از جمهوریخواهان حمایت کرده بودند؛ اختلافی پنجدرصدی که در رقابتهای نزدیک کنگره اهمیت پیدا میکرد.
این تفاوت در میان رأیدهندگان مستقل نیز قابل توجه بود. طبق همین نظرسنجی، رأیدهندگان مستقل با اختلاف ۱۲ درصدی دیدگاه مساعدتری نسبت به دموکراتها در موضوع مدیریت اقتصاد داشتند.
در مقابل، جمهوریخواهان با این پرسش روبهرو بودند که چگونه از جنگی دفاع کنند که هزینههای آن در افزایش قیمت سوخت و هزینه زندگی نمایان شده است. گزارشها حاکی از آن بود که برخی نامزدهای جمهوریخواه در رقابتهای دشوار، از همراهی علنی با سیاستهای ترامپ درباره ایران فاصله گرفتهاند.
جمهوریخواهان از یک سو نمیتوانستند بهراحتی جنگ را محکوم کنند، زیرا چنین موضعی میتوانست به معنای فاصله گرفتن از رئیسجمهور همحزبی آنها باشد و از سوی دیگر، دفاع از هزینههای جنگ نیز در شرایط افزایش قیمت بنزین با دشواری مواجه بود. برخی نیز جنگ را نوعی سرمایهگذاری برای امنیت بلندمدت معرفی کردند.
انتظارات غیرواقعی و خطر «شکست در پیروزی»
با وجود تمرکز دموکراتها بر پیامدهای اقتصادی جنگ، این راهبرد با محدودیتهایی نیز روبهرو است. نخست اینکه این رویکرد بیش از آنکه بر یک برنامه مشخص متکی باشد، بر یک بحران موجود استوار است. دموکراتها کاهش قیمتها را مطرح کردهاند، اما ابزارهای مستقیم آنها برای تحقق چنین هدفی محدود است. در صورت کاهش قیمت بنزین پیش از انتخابات، بخشی از اثر سیاسی این موضوع نیز میتواند کاهش یابد.
از سوی دیگر، در صورت کسب اکثریت کنگره، انتظارات عمومی برای پایان جنگ و کاهش قیمتها افزایش خواهد یافت؛ در حالی که رئیسجمهور همچنان اختیارات گستردهای در سیاست خارجی دارد و کنگره نیز حتی با اکثریت دموکراتها ابزارهای محدودی برای توقف جنگ در اختیار خواهد داشت.
در حوزه حقوقی نیز اختلاف میان موضع سیاسی و ابزارهای اجرایی مطرح است. دموکراتها جنگ را غیرقانونی یا غیرمجاز توصیف میکنند، اما ساختار قانون اساسی آمریکا اختیارات جنگی را میان رئیسجمهور و کنگره تقسیم کرده است. در نبود اکثریتی که بتواند بر وتوی رئیسجمهور غلبه کند، امکان توقف یکجانبه جنگ برای کنگره محدود خواهد بود.
این محدودیت در سطح بینالمللی نیز وجود دارد. حتی در صورت تغییر ترکیب کنگره، تغییر سریع تعهدات بینالمللی آمریکا در قبال اسرائیل و کشورهای خلیج فارس نیازمند فرایندهای حقوقی و دیپلماتیک خواهد بود. به همین دلیل، وعده پایان جنگ با محدودیتهای حقوقی و بینالمللی مواجه است.
جنگی که سرنوشت انتخابات را تعیین میکند
بحران ناشی از جنگ ایران و آمریکا نشان داده است که یک موضوع سیاست خارجی میتواند به مسائل داخلی و اقتصادی آمریکا گره بخورد. افزایش قیمت بنزین، هزینه عملیات نظامی و اختلال در بازار انرژی باعث شده جنگ به یکی از موضوعات مهم رقابت انتخاباتی کنگره تبدیل شود.
دموکراتها با تمرکز بر هزینههای جنگ و افزایش هزینه زندگی، تلاش کردهاند بحث انتخابات را از سیاست خارجی به اقتصاد منتقل کنند. با این حال، ابزارهای قانونی و اجرایی آنها برای پایان دادن به جنگ یا کاهش سریع قیمت انرژی محدود است.
در نهایت، آنچه این انتخابات را از منظر گزارش متمایز میکند، پیوند مستقیم تحولات خارجی با زندگی روزمره آمریکاییهاست؛ جنگی که هزاران کیلومتر دورتر جریان دارد، اکنون در قیمت بنزین و هزینههای زندگی مردم این کشور بازتاب یافته است.
منبع: خبرآنلاین
پایان گزارش/