به گزارش راه مردم آنلاین؛ امیر فتحی، کارشناس حوزه بینالملل و پژوهشگر مدیریت و حکمرانی، در یادداشتی تحلیلی به واکاوی الزامات تابآوری ملی در برابر جنگ ترکیبی و شناختی پرداخته و پنج سازوکار پنهان رسانههای غربی در هدایت رفتارهای اقتصادی را تشریح کرده است. متن این تحلیل به شرح زیر است:
بخش اول: سهگانه انسجام؛ اضلاع مقاومت در برابر جنگ ادراکی
مواجهه هوشمندانه با جنگ شناختی و ادراکی دشمن مستلزم طراحی پازل هماهنگی میان سه بازیگر اصلی است: «کنشگران سیاسی و تصمیمگیران»، «توده مردم» و «رسانهها».
۱. تکالیف کنشگران سیاسی و ارکان حکمرانی
- انسجام راهبردی و صیانت از وحدت ملی: تفکیک روشن میان «اختلافنظر کارشناسی» و «تضاد منافع ملی»، تمرکز بر وحدت فرماندهی در بزنگاهها و پرهیز از کنشهایی که تعبیر به تردید یا انشقاق داخلی شود.
- شفافسازی هوشمندانه و دادهمحور: پاسخ سریع به افکار عمومی، ارائه دادههای متقن و مستند به منظور خنثیسازی شایعهسازی و پرهیز از تزریق ناامیدی به جامعه.
- تقویت دیپلماسی عمومی و ارتباطات بینالمللی: تبیین دقیق و حقوقی مواضع کشور در چارچوب منافع ملی و استقلال ایران با رعایت الزامات امنیت ملی.
- مدیریت عادلانه منابع و انضباط اقتصادی: توزیع شفاف و منصفانه امکانات در مناطق هدف، مبارزه قاطع با ویژهخواری و بستن گلوگاههای فساد با هدف ارتقای سرمایه اجتماعی.
- توسعه بستر گفتوگوهای سازنده: پذیرش نقد منصفانه و تخصصی، و صیانت از مرز باریک میان اصلاح امور و تخریب بنیادها.
۲. مسئولیت اجتماعی و رفتار شهروندی
- تابآوری روانی و هوشیاری شناختی: پرهیز از تصمیمگیریهای شتابزده و هیجانی در مواجهه با امواج خبری و حفظ خونسردی عمومی در مقابل فضاسازیهای رسانهای.
- مشارکت مدنی و حس تعلق جمعی: تقویت شبکههای همیاری اجتماعی و پشتیبانی همهجانبه از مدافعان امنیت و تمامیت ارضی کشور.
- ایفای نقش آگاهیبخشی در محیط اجتماعی: ترویج آرامش در خانواده، جلوگیری از بازنشر مطالب بیمنبع در شبکههای اجتماعی و اقدام بهمثابه سد آگاهی در برابر اخبار جعلی.
- مرزبندی شفاف میان منتقد درونگفتمانی و دشمن خارجی: درک ماهیت نقدهای داخلی بهقصد اعتلای کشور و ضرورت ایستادگی یکپارچه در برابر تهدیدات پیرامونی.
- الهامبخشی از ارزشهای والای ایثار و شهادت: تکیه بر تجربه تاریخی مقاومت ملی و صیانت از میثاق وحدت کلمه.
۳. رسالت حرفهای اهالی رسانه و فضای مجازی
- امیدآفرینی واقعبینانه: انعکاس ایستادگی و ظرفیتهای پیشرفت کشور و پرهیز از بازتولید رخوت و یاس.
- جهاد تبیین و روایتگری مستند: افشای پیشینه نقض عهدها و تناقضهای رفتاری طرفهای غربی و صهیونیستی بر پایه اسناد و رخدادهای تاریخی.
- ایجاد سامانههای اعتبارسنجی خبر (Fact-Checking): کشف سریع سرنخهای جنگ روانی، ردگیری شبهات و پاسخ تخصصی به شایعات در ساعات اولیه نشر.
- ترجیح منافع کلان ملی بر جنجالهای کوتاهمدت: خودداری از تشدید دوقطبیهای کاذب و قرار دادن اقتدار ملی در صدر سیاستگذاری خبری.
- رعایت اخلاق حرفهای رسانهای: پرهیز از اتهامزنی بیاساس و پایبندی به اصول ژورنالیسم توسعه و آرامشبخش.

بخش دوم: کالبدشکافی ۵ مکانیسم جنگ اقتصادی و رسانهای غرب علیه ایران
پژوهشها نشان میدهد که هدف اصلی تحریمها و بیانیههای سیاسی-اقتصادی، خود ابزار فشار نیست؛ بلکه «تأثیر بر ادراک اقتصادی جامعه» برای تحمیل رفتار پیشدستانه است. این راهبرد بر پنج پایه روانی استوار است:
- بزرگنمایی برای ایجاد «وحشت انتظار»: هزینهتراشی روانی بسیار ارزانتر از هزینهتراشی مادی است. سناریونویسان غربی با خلق تصویر بنبست کامل، میکوشند شهروندان و سرمایهگذاران را به تصمیمهای اضطراری (همچون خروج سرمایه یا مسدود کردن چرخه تولید) وادار کنند تا بدینترتیب هزینه «خودتحریمی» بر دوش جامعه بیفتد.
- تاکتیک تکرار خستهکننده («چوپان دروغگو»): تکرار پیاپی وعده فروپاشی یا انزوای نهایی اگرچه در مقاطعی تولید اضطراب میکند، اما به مرور زمان منجر به «واکسیناسیون روانی» و کاهش اثرپذیری جامعه میشود؛ بهطوریکه کارایی این پروپاگاندا رو به زوال میرود.
- ریتم اطلاعاتی نامتقارن و متناقض: رفتوبرگشتهای مداوم میان گزارههایی چون «پایان ماجرا» و «آغاز بحران ادامهدار»، نوعی بیثباتی مرجع در ذهن مخاطب پدید میآورد تا قدرت محاسباتی و تحلیل منطقی را از فعالان اقتصادی سلب کند.
- کانالیزهکردن اضطراب به بازار داراییها: نوسانهای کلامی در سطح بینالمللی عموماً نه از مسیر متغیرهای بنیادین اقتصاد، بلکه از طریق دستکاری «انتظارات تورمی» روی تابلوهای مبادلاتی ارز، طلا و سرمایه منتقل میشود تا یک تهدید ادراکی به متغیری عینی تبدیل گردد.
- مصرف سیاست داخلی در غرب: بخش چشمگیری از هیاهوی رسانهای و مواضع تند سیاستمداران کاخ سفید و لابیهای وابسته، برای اقناع پایگاه رأی داخلی و انحراف نگاهها از بحرانهای ژئوپلیتیک خود (نظیر وضعیت خاورمیانه و شرق اروپا) طراحی میشود و فاقد پشتوانه اجرایی واقعی در عرصه عمل است.
انتهای پیام/