به گزارش خبرگزاری راه مردم آنلاین به نقل از تقریب، آصف کاپادیا، کارگردان فیلم «ایمی»، با مروری بر یک عمر کار حرفهای خود، تلاشهایش را در قالب ۳ پردهای که در نهایت او را به جایزه اسکار رساند، روایت کرد. کاپادیا با خلق سبک مستند متمایز خود، مسیر حرفهایای را رقم زد که او را به موفقیتهای بزرگ رساند؛ او چهرههای جاهطلب و تراژیکی همچون خواننده فقید ایمی واینهاوس، آیرتون سنا راننده فقید فرمول یک و دیهگو مارادونا، اسطوره فوتبال آرژانتین را به تصویر کشید.
حالا سازنده مستندهایی چون «سنا» و «دیهگو مارادونا» با حضور در جلسه پرسش و پاسخ در بازار فیلم رم گفت: «اگر خوششانس باشی، میتوانی انتخاب کنی چه چیزی بسازی!»
پرده اول و دوم؛ از کشف شور و اشتیاق تا یادگیری در صحنه
وی با دقت تمام، مسیر رسیدن به موفقیت را در ۳ پرده ترسیم کرد؛ از مقدمات سفر خلاقانه او به عنوان یک مرد جوان و کوچکترین فرزند از پنج فرزند خانواده که مرحله کشف شور و اشتیاقش بود، تا لحظهای که جرقهای در ذهنش زد و با کار کردن روی یک فیلم دانشجویی، زندگیاش را تغییر داد.
در بخش میانی این مسیر، کاپادیا از مواجهه با امکان حفظ حرفهاش یاد کرد و از دورهای گفت که بیشتر برای دیگران کار میکرد و هر کاری در صحنه ساخت فیلم انجام میداد و از طریق آن، مهارتهای لازم را میآموخت.
پرده سوم؛ رسیدن به اوج و شهرت جهانی
و سومین بخش از دوران حرفهای او، با افزایش سن و تجربهاش، با رسیدن به شهرت و ثروت یک هنرمند برنده جایزه اسکار همراه بود. او در این باره گفت: «اگر خوششانس باشی، میتوانی انتخاب کنی چه چیزی بسازی، چه کاری انجام دهی و آنچه را میخواهی بگویی، زیرا اکنون داری به گذشته و آینده نگاه میکنی.»
ساخت مستند در قالب ژانرهای سینمایی مختلف
کاپادیا پیش از علاقه به ورزش، در فیلمسازی داستانی آموزش دیده بود و همین درک عمیق از درام، او را به سمت ساخت مستندهای بلند سوق داد. جای تعجب نیست که او مستندهای معروف خود را در قالب «فیلمهای ژانر» ارائه میدهد.
وی در این مورد گفت: «سنا» یک فیلم اکشن است؛ او یک قهرمان اکشن است. «ایمی» یک فیلم بالیوودی موسیقیمحور است که از صدا و اشعار آهنگهای محبوب برای برانگیختن احساسات استفاده میکند و «دیهگو مارادونا» یک فیلم گانگستری بود.
با فیلم «سنا»، مستند بلند درباره قهرمان فرمول یک برزیلی که در سن ۳۴ سالگی در پیست کشته شد، حرفه کاپادیا به اوج خود رسید. کاپادیا در مورد استفاده از ویدیوهای اولیه که نشان میداد رانندگان بدون پوشش رانندگی میکنند، برای روایت داستان سنا درباره مبارزه با سیستم و قوانین پیست فرمول یک برای ایمنی رانندگان خودرو، عنوان کرد: «ایده اینکه چگونه میتوان درام و شخصیت خلق کرد وقتی داستانی از افرادی داری که با سرعت ۳۰۰ کیلومتر در ساعت مسابقه میدهند، کلاه ایمنی به سر دارند و میآیند و میروند، چرا باید کسی اهمیت بدهد؟ بنابراین باید صحنههایی را پیدا کنی که در آنها به شخصیتها اهمیت میدهی.»
استفاده از آرشیو و فیلمهای خانگی در روایت مستندها
نوارهای قبل از دوران دیجیتال، از جمله ویدیوهای خانگی، در «ایمی» و «دیهگو مارادونا» نیز استفاده شدهاند. این کارگردان در مورد استفاده از فیلمهای آرشیوی، به جای صحبتهای مستقیم افراد برای روایت داستانهای مستند خود، توضیح داد: «یک نوار داری که کسی آن را نگه داشته و روی قفسهای قرار دارد و خلاصه یک روز کسی آن را تماشا میکند.»
فیلم «ایمی» که مستند بعدی او بود و برنده جایزه اسکار شد، نیز از فیلمهای خانگی و کلیپهایی از ضبطهای استودیویی آهنگها استفاده کرد تا داستان خوانندهای سوپراستار را روایت کند که اعتیاد نیز داشت و در نهایت، همانقدر که آهنگها و آلبومهایش خبرساز میشدند، زندگی خارج از صحنه او نیز خبرساز بود. کاپادیا در مورد نحوه تحقیق در زندگی واینهاوس گفت: «نمیگویم بزرگترین طرفدارش در دنیا بودم، اما موسیقی و خواندن شعرهایش را دنبال کردم.»
وی در مورد مدیریت خلاقانه در ساخت این مستند گفت که برای پرداختن به این سوال که چرا افراد نزدیک به واینهاوس در طول دوران سختیهایش به او اهمیتی نمیدادند، با کمپانی موسیقی او و خانوادهاش قراردادی تنظیم کرد تا بتواند در حین ساخت مستندی درباره یک هنرمند مشکلدار اما نابغه، کنترل خلاقانه نیز داشته باشد. یکی از صحنههای «ایمی»، صحنه ضبط دیده نشدهای از آهنگ کلاسیک «بازگشت به سیاهی» بود که توسط مارک رانسون گرفته شده بود و اجرای آن را در سال ۲۰۰۶ در یک استودیو نشان میداد. کاپادیا در مورد آن لحظه بیان کرد: «او دو برداشت انجام داد، حوصلهاش سر رفت و برگشت خانه.»
مستند مارادونا و چالشهای تأمین سرمایه
کاپادیا در مستند دیگری، زندگی و دوران مارادونا، بازیکن فوتبال ریزنقش آرژانتینی را که در اوج قدرت، کاپیتان تیم ملی کشورش در جام جهانی بود و اغلب به عنوان بزرگترین بازیکن فوتبال جهان شناخته میشود، بررسی کرد. وی درباره چگونگی جمعآوری سرمایه در جشنواره کن برای ساخت این مستند گفت: «فیلمنامه یا چیزی شبیه به آن وجود نداشت. بنابراین یک فیلم کوتاه ساختم تا آنها متوجه شوند مستندم چیست.»
پایان بخش یک مستند ۶۰ ساله و میراث «سون آپ»
آصف کاپادیا همچنین درباره پایان دادن به مجموعه مستند «سون آپ» (بالای هفت) پس از بیش از ۶۰ سال صحبت کرد و گفت که چنین شانسهایی نشان میدهد این یک شغل رویایی است. مجموعه «سون آپ» مستندی بود که زندگی ۱۴ فرد بریتانیایی معمولی را در طول بیش از ۶ دهه دنبال کرد و قسمت آخر آن در دو قسمت ماه گذشته در بریتانیا پخش شد.
کاپادیا این مستند را یکی از مهمترین سریالهای تلویزیونی ساخته شده در بریتانیا یاد کرد و گفت: «هیچ چیز مانند آن وجود ندارد. این سریال به انسانیت و زندگی میپردازد. آدمهای واقعی. آدمهای معمولی.»
این مستند که از سال ۱۹۶۴ شروع شد، زندگی ۱۰ پسر و چهار دختر در انگلستان را که همگی در آن زمان ۷ ساله بودند به تصویر کشید. سپس دوربینها هر ۷ سال یکبار، دوباره به سراغ این گروه رفتند تا سفرشان را از کودکی به نوجوانی، به بزرگسالی، در مسیر یافتن شغل، ازدواج، طلاق، فرزندپروری، سوگواری و موارد دیگر ترسیم کنند. این سریال که طولانیترین مستند ساخته شده تاکنون است، در ۱۵۷ کشور از جمله آمریکا، کانادا، ژاپن، چین، استرالیا و فرانسه پخش شده است. در حالی که تمام قسمتها توسط مایکل آپتد کارگردانی شده بود، با درگذشت وی در سال ۲۰۲۱، مسئولیت کارگردانی قسمت آخر بر عهده کاپادیا قرار گرفت.
کاپادیا درباره این کار گفت: «مثل این بود که کاری را که کسی شروع کرده بود، تمام کنی، فقط باید حلقه را ببندی. برای همین این یک شغل رویایی است.» وی درباره چگونگی قرار گرفتن در راس فصل آخر گفت که در خانهاش در شمال لندن، در حالی که با والدین و خواهر و برادرش دور تلویزیون جمع شده بود، این سریال نمادین را تماشا میکرد. او افزود: «بعد بیش از چهار دهه گذشت و کسی درِ دفترم را زد و گفت: تو آصف هستی؟ گفتم بله. پرسید تو سنا را ساختی؟ گفتم بله، پرسید به ساخت فیلم سون آپ علاقه داری؟ گفتم سرم شلوغ بود و داشتم روی چیزهای دیگری کار میکردم، اما هیچ راهی برای نه گفتن وجود نداشت. این خود رویا بود!»
در نهایت، این کارگردان فیلمهایی از ۱۴ شخصیت را که ۶۳ سال از آنها فیلمبرداری شده بود، همراه فیلمهایی از خود آپتد در فیلم گنجاند. کاپادیا در این باره عنوان کرد: «من او را هم به یک شخصیت تبدیل کردم، چون به نوعی به ماهیت فیلمسازی و مستندسازی نگاه میکنم، که این مجموعه به نوعی آن را خلق کرده است.»
پایان گزارش/