فرانسه در آستانه یک گسست اجتماعی عمیق قرار گرفته است؛ جایی که اعتراضات دانشآموزان با بحرانهای اقتصادی و اعتماد به حاکمیت گره خورده و آینده دموکراسی این کشور را با پرسشهای جدی روبهرو کرده است.
ریشههای بحران؛ پیوند اعتراضات مدارس با شکافهای اقتصادی
اعتراضات در فرانسه که از اواسط سپتامبر با تحصن دانشآموزان دبیرستانی در اعتراض به ساختمانهای فرسوده، کمبود معلم و چالشهای سیستم آموزش عالی آغاز شد، اکنون به یک بحران حکمرانی تبدیل شده است. در ۲۴ اکتبر، جنبش “جلیقهزردها” در کنار دانشآموزان و دانشجویان، به اعتراضات علیه افزایش هزینههای زندگی و گرانی سوخت پیوستند. این وضعیت نشان میدهد که بحران آموزشی اکنون با بحران اقتصادی و نابرابری اجتماعی پیوند خورده است.
مقیاس خشونت و بازداشتها در این اعتراضات بسیار چشمگیر بوده است. بر اساس گزارشهای منتشرشده در ۲۴ اکتبر ۲۰۲۶، وزارت کشور فرانسه شمار شرکتکنندگان در اعتراضات سراسری را حدود ۴۱۰ هزار نفر اعلام کرد، در حالی که اتحادیهها رقمهای بسیار بالاتری را گزارش دادهاند. در همین راستا، وزیر کشور از بازداشت نزدیک به هزار نفر خبر داده است؛ به طوری که تنها در یک روز، حدود دو هزار نفر بازداشت شدهاند. همچنین گزارشها حاکی از مجروح شدن ۲۱۵ دانشآموز و ۸۵ کارمند آموزشی است که منجر به تعطیلی یا آسیب دیدن بخشهایی از ۳۷۵ مدرسه شده است.
واکنشهای دولت و چالشهای بودجهای در دوران دولت اقلیت
دولت فرانسه در مواجهه با این تنشها، سیاستهای دوگانه “امتیاز محدود” و “مهار امنیتی” را در پیش گرفته است. در حالی که وزیر آموزش وعده اعزام فوری سه هزار معلم اضافی را داده، مکرون نیز در دیدار با نمایندگان جنبشهای دانشآموزی، برخی راهپیماییها را ممنوع کرد که این اقدام با انتقاد سازمانهای حقوق بشری مواجه شد.
وضعیت پیچیده اقتصادی نیز بر این بحران افزوده است. دولت لکورنو که یک دولت اقلیت محسوب میشود، با چالشهای جدی بودجه ۲۰۲۶ و کسری بودجه بین ۴.۷ تا ۵ درصد روبروست. در این میان، تقابل میان جناح چپ که خواستار لغو اصلاحات بازنشستگی و افزایش مالیات از ثروتمندان است، با سیاستهای فعلی دولت، شکافهای سیاسی را عمیقتر کرده است.
بحران مشروعیت؛ آیا نهادهای سیاسی در حال از دست دادن اعتماد هستند؟
پرسش اصلی این است که آیا فرانسه با بحران مشروعیت روبهروست؟ اگرچه بحران مشروعیت لزوماً به معنای سقوط فوری نظام نیست، اما زمانی رخ میدهد که بخش بزرگی از جامعه احساس کند نهادهای سیاسی دیگر قادر به نمایندگی خواستههای آنها یا حل مشکلاتشان نیستند. فشار اقتصادی، نگرانی نسل جوان درباره آینده و واکنشهای سختگیرانه پلیس، این احساس را تقویت کرده است.
گزارش لوموند در ۲۳ اکتبر نیز نشان میدهد که تمرکز دولت بر مدیریت امنیتی و محدود کردن حق تجمع، با انتقاد شدید احزاب چپ و مقامات محلی روبهرو شده است. در واقع، کیفیت حکمرانی و احساس شنیدهشدنِ خواستههای مردم، نقش کلیدی در حفظ مشروعیت دارد که در حال حاضر تحت فشار است.
نقش نسل جوان و آینده سیاسی در انتخابات ۲۰۲۷
ظهور اعتراضات دانشآموزان نشاندهنده شکلگیری یک نیروی سیاسی مستقل است. اگر این جنبش بتواند از حالت بسیجهای مقطعی فراتر رفته و با اتحادیهها و تشکلهای دانشجویی سازمانیابی شود، میتواند تأثیری فراتر از مطالبات آموزشی بر آینده سیاسی داشته باشد.
با نزدیک شدن به انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۷، اعتراضات به بخشی از رقابتهای سیاسی تبدیل خواهد شد. جناح چپ احتمالاً بر اصلاحات اقتصادی و کاهش نابرابری تأکید خواهد کرد، در حالی که جناح راست ممکن است بر امنیت و اقتدار دولت تمرکز کند. با این حال، نتیجه نهایی بستگی به این دارد که کدام جریان بتواند نارضایتیها را به برنامهای ملموس و قابل اجرا تبدیل کند.
سناریوهای محتمل برای آینده فرانسه
برای آینده این بحران، سه سناریوی اصلی قابل بررسی است:
۱. سناریوی مصالحه: تأمین منابع آموزشی، گفتوگو با معترضان و اصلاح سیاستهای مورد مناقشه.
۲. سناریوی مهار: تمرکز بر نظم و اقدامات امنیتی بدون پاسخگویی به علل اقتصادی که میتواند منجر به آرامش موقت اما خطرناک شود.
۳. سناریوی گسترش بحران: پیوند اعتراضات جوانان با اعتصابهای گستردهتر که منجر به قطبیشدن شدید سیاسی میشود.
در نهایت، سرنوشت فرانسه به این بستگی دارد که آیا دولت میتواند میان حفظ نظم و پاسخگویی به مطالبات اجتماعی، تعادلی قانونی و متناسب برقرار کند یا خیر.
منبع: دیپلماسی ایرانی
انتهای پیام/
بدون نظر! اولین نفر باشید